اصقول

روستای اصقول از دهستان نهارجان- بخش مود-شهرستان سربیشه- خراسان جنوبی

اصقول

سید عبدالجواد طالبی
اصقول روستای اصقول از دهستان نهارجان- بخش مود-شهرستان سربیشه- خراسان جنوبی

سر خط

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

صلوات خاصه امام رضا علیه السلام :
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ.
خدایا  رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

 


 

 صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین”
عیسای خانواده دمش فرق می کند

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداًما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

 «عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان

 جنوبي با كد عضويت5057» "


موضوعات مرتبط: مطالب آموزشی

تاريخ : دوشنبه یکم خرداد 1391 | 0:16 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

ارتباط با ما

ارتیاط با ما از طریقایمیل:

esghool32@yahoo.com


موضوعات مرتبط: انتقادات وپیشنهادات ، متفرقه

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 | 20:6 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

سرباز 6ماهه

 

در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع)

 

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ       فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:

بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.

اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.

هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 12:44 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

محرم

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
 ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
 از صحن این حسینیه تا صحن کربلا
 صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است

 



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 0:0 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

ياد ياران

ياد ذاكرين در گذشته به خير.براي شادي روحشان صلوات..........

يادتان باشد لباس مشكي‌ام را تا كنيد                               گوشه‌اي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد

  كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما                               خرجي‌ام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد


و چه خوب است که در اینجا، به حکایتی اشاره کنم که یکی از افراد مورد وثوق از اهل علم، نقل می‌فرمود: آن شخص، در کودکی در میان اهل شهر خود دوستی داشت که او را می‌شناخت، او وقتی بزرگ شد، جزو ماموران گمرک شد. و سال‌ها به این کار مشغول بود، تا از دنیا رفت. وقتی او را به خاک سپردند آن عالم او را در خواب دید که حالی نیکو دارد و در جایی زیبا و پر عیش و تنعم است. از او پرسید: سبب نجاتت چه بود؟! جواب داد: پس از مردنم به دلیل کارهای بدم، در عذاب بودم، تا فلان روز، فلان خانم را در اینجا (این گورستان) به خاک سپردند و شب دفنش، امام حسین (ع) سه بار به دیدن او آمد و زمانی که بار سوم آمد، به فرشتگان امر کرد عذاب همسایگان آن خانم را بردارند و عذاب از ما برداشته شد و حالمان خوب شد.

آن عالم وقتی از خواب برخاست. آن زن را جست‌وجو کرد و او را یافت و از حال مرگ و محل دفن شدنش سؤال کرد. همانگونه بود که آن مرد در خواب گفته بود. عالم از اعمال آن زن پرسید و عملی نیافت، مگر مداومت به خواندن زیارت عاشورا در هر روز



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 20:9 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

قاسم ابن الحسن عليه السلام

چگونگی شهادت قاسم بن الحسن علیهماالسلام

خوارزمى در مقتل الحسین علیه السلام می نویسد: پس از عون بن عبداللّه بن جعفر، بر اساس برخى نقل ها، عبداللّه بن حسن بن على بن ابى طالب و بر اساس برخى دیگر، قاسم بن حسن كه نوجوان بود، به میدان آمد.(2) هنگامى كه حسین علیه السلام به او نگریست، او را در آغوش گرفت و آن قدر با هم گریستند كه هر دو از حال رفتند. سپس جوان، اجازه پیكار خواست و عمویش حسین علیه السلام، از اجازه دادن ، خوددارى كرد . جوان ، پیوسته دست و پاى حسین علیه السلام را مى بوسید و از او اجازه مى خواست تا به او اجازه داد . او به میدان آمد و در حالى كه اشك هایش بر گونه هایش روان بود ، چنین مى خواند :

اگر مرا نمى شناسید ، من شاخه گل حسنم / نواده پیامبرِ برگزیده و امین    

این ، حسین است ، به سان اسیرى در بند / میان مردمى كه خدا كُند از آب باران ننوشند

سپس حمله بُرد و صورتش به پاره ماه مى مانْد . جنگید و با وجود كمىِ سنّش ، 35 مرد را كُشت.(3)

تاریخ الطبرى به نقل از حُمَید بن مسلم می نویسد : جوانى به سان پاره ماه ، شمشیر به دست ، به سوى ما آمد . او پیراهن و بالاپوش و كفش هایى داشت كه بند یك لِنگه اش پاره شده بود ، و از یاد نبرده ام كه لنگه چپ آن بود .

عمرو بن سعد بن نُفَیل اَزْدى به من گفت : به خدا سوگند ، بر او حمله مى برم .

به او گفتم : سبحان اللّه ! و از آن ، چه مى خواهى ؟ ! كُشتن همین كسانى كه گرداگردِ آنها را گرفته اند ، براى تو بس است .

سلام بر قاسم، فرزند حسن بن على؛ ضربت خورده بر سرش، و زِرهش كَنْده شده، هنگامى كه عمویش حسین را صدا زد! پس عمویش، خود را مانند بازى شكارى، بر بالاى سرش رسانْد و او، پاهایش را به خاك مى سایید و حسین علیه السلام مى فرمود: «[از رحمت خدا] دور باشند قاتلان تو؛ كسانى كه روز قیامت، دشمنشان، جدّ تو و پدر تو هستند!

گفت : به خدا سوگند ، به او حمله خواهم بُرد !

آن گاه ، بر او حمله بُرد ، و باز نگشت تا با شمشیر ، بر سرش زد . آن جوان ، به صورت ، [بر زمین] افتاد و فریاد برآورد : عموجان !

حسین علیه السلام ، مانند باز شكارى ، نگاهى انداخت و مانند شیر شرزه ، به عمرو، یورش بُرد و او را با شمشیر زد . او ساعد دستش را جلوى آن گرفت امّا از آرنج ، قطع شد . فریادى كشید و از امام علیه السلام ، كناره گرفت . سواران كوفه ، یورش آوردند تا عمرو را از دست حسین علیه السلام بِرَهانند ؛ امّا عمرو در جلوى سینه مَركب ها قرار گرفت و سواران ، با اسب بر روى او رفتند و وى را لگدمال كردند تا مُرد.(4)

غبار [ نبرد ] كه فرو نشست ، حسین علیه السلام بر بالاى سر جوان ، ایستاده بود و او پاهایش را از درد ، به زمین مى كشید . حسین علیه السلام فرمود :

بُعداً لِقَومٍ قَتَلوكَ، ومَن خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ فیكَ جَدُّكَ! «از رحمت خدا دور باد گروهى كه تو را كُشتند و كسانى كه طرفِ دعوایشان در روز قیامت ، جدّ توست!»

سپس فرمود :

ثُمَّ قالَ: عَزَّ وَاللّه ِ عَلى عَمِّكَ أن تَدعُوَهُ فَلا یُجیبَكَ ، أو یُجیبَكَ ثُمَّ لا یَنفَعَكَ! صَوتٌ وَاللّه ِ كَثُرَ واتِرُهُ و قَلَّ ناصِرُهُ.

«به خدا سوگند ، بر عمویت گران مى آید كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد یا پاسخت را بدهد و سودى نداشته باشد ؛ صدایى كه ـ به خدا سوگند ـ ، جنایتكاران و تجاوزگران بر آن ، فراوان و یاورانش اندك اند» .

سپس او را بُرد و گویى مى بینم كه پاهاى آن جوان، بر زمین كشیده مى شود و حسین علیه السلام، سینه اش را بر سینه خود، نهاده است. با خود گفتم: با او چه مى كند؟ او را آورد و كنار فرزند شهیدش على اكبر و كشتگان گِرد او كه از خاندانش بودند، گذاشت. نام آن جوان را پرسیدم. گفتند: قاسم بن حسن بن على بن ابى طالب است.(5)


موضوعات مرتبط: مطالب آموزشی

تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 17:52 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

حضرت رقیه

رقیة بنت الحسین(س)

در سرزمین شام قبری وجود دارد که امروزه به نام مرقد رقیه معروف و مشهور است و گفته می شود این قبر مربوط به یکی از دختران امام حسین (ع) است. اما آیا قبر مربوط به رقیه است؟ برخی از علما و دانشمندان متأخر بر صحت انتساب این دختر به امام حسین (ع) پای فشرده دلایل و مستنداتی را بر این ادعا اقامه کرده اند بر اساس این مستندات، رقیه یکی از دختران امام حسین (ع) و از مادری به نام شهربانو-دختر یزگرد ساسانی- متولد شد از این رو او خواهر تنی امام سجاد (ع)به شمار می رفت.

زندگی‌نامه حضرت رقیه (س) در شعاع نورانی انواری؛ همانند پدر، عمو، عمو زادگان بزرگوارش و …، تحت الشعاع قرار گرفته است؛ به همین علت در کتاب‌های تاریخی، به ندرت اسمی از دختری به نام رقیه که دختر خردسال امام حسین (ع) باشد، آمده است. اما در کلامی که از امام حسین (ع) نقل شده است، حضرت چنین می‌فرماید: «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّه وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ «ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ ماند؟ ای رقیه و ای ام‏ کلثوم! شما امانت‏های پروردگارم در نزد من بودید، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است».

با توجه به سیاق کلام و مفاد آن، بعید نیست که منظور امام (ع) از رقیه، حضرت رقیه، دختر سه ساله ایشان باشد. از طرفی، قدیمی‌ترین منبعی که در آن از دختر سه یا چهار سالۀ  امام حسین (ع) یاد شده است، کتاب "کامل بهایی" اثر عماد الدین طبری است.

نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند.

 در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین (ع)دختری چهار ساله وجود داشت که  همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (ع) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین (ع) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند.

یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین(ع) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(ع) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»

ادامه مطلب را بخوانید..........



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393 | 14:46 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

دوم محرم

ورود به کربلا

بيشتر منابع، در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسين(ع) و يارانش به كربلا یاد كرده اند. با این وجود گزارش دینوری را كه روز ورود امام(ع) به كربلا را روز چهار شنبه اول محرم عنوان کرده است، نباید از نظر دور داشت.

پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»،امام(ع) و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوا» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد. سوار بی آنکه به امام حسین(ع) و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که: «چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب! به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»

حر خدمت امام حسین(ع) آمد و نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، امام(ع) به او فرمود: "بگذار در «نینوا» و یا «غاضریه» و یا در شُفَیّه فرود آییم." حر گفت: "ممکن نیست، زیرا عبیدالله، این آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!"

زهیر گفت: "به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست." امام(ع) فرمود: «درست می گويي اي زهير؛ ولي من آغاز كننده جنگ نخواهم بود.» زهیر گفت: "در این نزدیکی و در کنار فرات آبادی است که دارای استحکامات طبیعی است به گونه ای که فرات از همه طرف به آن احاطه دارد مگر از یک طرف." امام حسین(ع) فرمود: "نام این آبادی چیست؟" عرض کرد: «عقر». امام(ع) فرمود: "پناه می برم به خدا از "عقر!"
 

آنگاه، حضرت(ع) متوجه حر شدند و فرمودند: «با ما اندكي بيا. سپس، فرود می آييم.» پس با هم حركت كردند تا به كربلا رسيدند. حُر و يارانش، جلوي [کاروان] امام حسين(ع) ايستادند و آنان را از ادامه مسير، باز داشتند. حُر گفت: "همين جا فرود آی كه فرات، نزديك است." امام(ع) فرمود: «نام اينجا چيست؟» گفتند: كربلا فرمود: اين جا، جايگاه كَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حركتش به سوي صِفّين، از اين جا گذشت و من با او بودم. ايستاد و از نام آن پرسيد. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «اينجا، جايگاه فرود آمدن مَركب هايشان، و اينجا، جايگاه ريخته شدن خون هايشان است.» موضوع را پرسيدند. فرمود: «كارواني از خاندان محمّد(ص)، اين جا فرود می ­آيند.» سپس امام حسين(ع) فرمود: «اينجا، جايگاه مَركبها و بار و بُنه ماست و [ اينجا]قتلگاه مردانمان و جاى ريخته شدن خونمان است.». آنگاه فرمان داد كه بارهايش را در آن جا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال 61  بود.

نقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست سپس فرمود: «اللهم انا عترة نبیک محمد(ص) قد اخرجنا و طردنا و ازعجنا عن حرم جدنا و تعدت بنی امیه علینا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علی القوم الظالمین؛ خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و  بنی امیه به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.» بعد رو به اصحاب کرده فرمودند: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»

در تاریخ آمده که امام حسین (ع) قبل از شهادتش، همه زمین کربلا را از ساکنین غاضریه و نینوی به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنها شرط کرد که مردم را به محل قبر آن حضرت راهنمایی کنند و از آن زائران به مدت سه روز پذیرایی نمایند؛ لذا حرم و مزار امام حسین (ع) و یارانش در این شهر می باشد.



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:14 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

خبرجدید

ادامه کار جاده  بخاطر نبود آب تعطیل شده ؟؟؟؟؟ شورا با تمام توان بدنبال حل مشکل است.


ضمنا ما که پیمانکار هستیم گاهی اوقات با تانکر از بیرجند آب می بردیم که بتوانیم کار را تمام کنیم.پیمانکار وقتی کاری را بر می دارد باید فکر همه چیز را بکند.

شورا تنها  با پیمانکار همکاری می کند بدون اینکه وظیفه شورا باشد .با وضع ابدهی فعلی قنوات اصقول وهمچنین خرده مالکی نباید پیمانکار انتظار داشته باشد بتواند تانکر ۱۴۰۰۰لیتری را روزانه چند نوبت پر کند.مگر اینکه بتواند از چاه های دشت گیو ومختاران برداشت کند.


............ مژده مشکل حل شد و تا دو ماه دیگه ان شاالله شاهد اتمام کار خواهیم بود ضمنا با اصرار زیاد شورا و دهیار کار از اول و انتهای مسیر دوباره شروع شده ....



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:11 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

بوی کربلا

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا....................

شعری که در پایین مشاهده می کنید سروده‌ای از شاعر خوش ذوق، وحید قاسمی است که درباره ورود به ماه محرم سروده شده است.

برای سینه زدن رخصتی بده آقا‏
به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏
شبیه سال گذشته دوباره آمده ام
برای خوب شدن فرصتی بده آقا‏
دوباره قصد نمودم که نوکرت باشم
در این دو ماهِ عزا همتی بده آقا‏
دعای خیر پدر بود آمدم اینجا
به سفره ی پدرم برکتی بده آقا‏
از آن قواره ی مشکی که دست فاطمه است‏
به روضه خوان خودت خلعتی بده آقا‏
ز غصه های سر غرق خون تو بر نی
چگونه سر شکنم، جرأتی بده آقا
سر مطهرتان بارها ز نی افتاد‏
میان روضه به من طاقتی بده آقا‏


تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 22:10 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

علم بندان

با آغاز ماه محرم مراسم علم بندان در اصقول بر گزار می شود.هر علم از چوبی به طول ۳تا ۴ متر تشکیل شده که پارچه های رنگا رنگ  با سبک خاص وزیبایی به ان بسته می شود.علم گردانان اصقول چند نفر می باشند که وظیفه بستن وگرداندن آن را به عهده دارند.علم ها تا ظهر عاشورا نگهداری شده وظهر عاشورا به یاد شهادت امام حسین ویاران با وفایش اصطلاحا"قتل " می شوند وتنها یک علم به یاد بازمانده حادثه عاشورا امام زین العابدین علیه السلام تا پایان عزاداری محرم وصفر نگهداری می شود.مراسم ویژه علم گردانی روستا بعداز ظهر عاشورای هر سال برگزار می شود.

علم گردانی

علم ها جلوی مسجد اصقول

علم گردان بعد از قتل علم ها عصر عاشورا

 

قتل علم ها دهه 60احتمالا سال1360یا1361


موضوعات مرتبط: گذشته اصقول ، عکس ، آداب ورسوم

تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 19:23 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

بهار عاشق

1

2

3

4

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است.



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 0:1 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

نمایشگاه

نمایشگاه صنایع دستی و عملکرد دهیاری ها ی خراسان جنوبی در بیرجند تا تاریخ 1393/8/2ادامه دارد.که بسیار جالب ودیدنی است.اگرچه جای اصقول خالی است ولی همسایه اصقول یعنی روستای چنشت حضور فعال دارد.

 

 

عکس ها از سایت خاورستان



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 20:33 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

تکریم باز نشستگان

28مهر ماه روز خانواده وتکریم باز نشستگان است.در اصقول افرادی زیادی که کارمند کشوری ولشکری بوده اند وبعد از 30سال خدمت صادقانه بازنشسته شده اند دوبار ه به روستا برگشته اند ومشغول کار کشاورزی می باشند.دهیار واعضای شورا هم بازنشسته می باشند و مشغول خدمت بی مزد ومواجب وبی منت به مردم می باشند.وقتی مشاهده کردم در یک روستای بخش مرکزی بیرجند که جمعییت ساکن روستا بیش از 400نفر می باشد ودبستان ومدرسه راهنمایی با نزدیک به صد دانش آموز داردکسی برای شورا کاندید نشده وروستا فاقد شورا است پی به ایثار کسانی که برای خدمت در شورا کاندید شدند بردم.بر ماست که از تجربیات عزیزان باز نشسته استفاده کرده وحرمت آنها را نگاه داریم.

برای همه باز نشستگان عزیر در اصقول آرزوی سلامت وطول عمر دارم.

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 21:19 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

هشدار3

طبق آخرین خبر رسیده از  اصقول ادامه عملیات راهسازی مسیر کوهستانی بیرجند اصقول حدفاصل سنگ آب تا اصقول امروز ظهر شروع شده است وبا توجه به کار گریدر در مسیر مذکور عبور ومرور از جاده قطع گردیده است ومسیر جایگزین سنگ آب -میناخان -اصقول تیغ زده شده وبرای عبور ومرور در نظر گرفته شده است.هم ولایتی های عزیز عنایت فرموده واز تردد در مسیر سنگ آب -اصقول خودداری واز مسیر جایگزین استفاده نمایند .

انشالله به زودی شاهد اتمام عملیات وباز گشایی مسیر مذکور باشیم.



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 18:34 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

رسم بد

یکی از کارهای زشتی که قرآن مجید صریحااز ان نهی کرده است نایدن افراد به القاب زشت می باشد.

"در اين آيه در زمينه مسائل اخلاق اجتماعى به سه حكم اسلامى به ترتيب عدم سخريه، ترك عيبجوئى و تنابز به القاب اشاره كرده، مى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كند» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ).
چه اين كه «شايد آنها (كه مورد سخريه قرار گرفته‏اند) از اينها بهتر باشند» (عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ).

همچنين «و نه زنانى زنان ديگر را (نبايد مسخره كنند) شايد آنان بهتر از اينان باشند» (وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ).

در اينجا مخاطب مؤمنانند، اعم از مردان و زنان، قرآن به همه هشدار مى‏دهد كه از اين عمل زشت بپرهيزند، چرا كه سر چشمه استهزا و سخريه همان حسن خود برتر بينى و كبر و غرور است كه عامل بسيارى از جنگهاى خونين در طول تاريخ بوده.

سپس در دومين مرحله مى‏فرمايد: «و يكديگر را مورد طعن و عيبجوئى قرار ندهيد» (وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ).

و بالاخره در مرحله سوم مى‏افزايد: «و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد» (وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ).

بسيارى از افراد بى‏بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند كه بر ديگران القاب زشتى بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير كنند، شخصيتشان را بكوبند، و يا احيانا از آنان انتقام گيرند، و يا اگر كسى در سابق كار بدى داشته سپس توبه كرده و كاملا پاك شده باز هم لقبى كه بازگو كننده وضع سابق باشد بر او بگذارند.

اسلام صريحا از اين عمل زشت نهى مى‏كند، و هر اسم و لقبى را كه كوچكترين مفهوم نامطلوبى دارد و مايه تحقير مسلمانى است ممنوع شمرده است.

پس بر ماست که در پیروی از قران از به کار بردن القاب زشت برای دیگران خودداری کنیم.متاسفانه مشاهده می شود گاهی القاب زشت وناپسند فردی را حتی برای نوه  ونتیجه اش هم به کار می رود.

بیایید از همین حالا تصمیم بگیریم اسامی که برای برخی هم ولایتی ها به کار می رود وموجب رنجش انها می شود را به کار نبریم.چرا که:

1-ناراحتی ورنجاندن مومن گناه  گناه کبیره است.

2-به کار بردن این القاب باعث عذاب افرادی می شود که اولین بار این اسامی را به کار برده اند.

3-باعث مقابله به مثل شده وکدورت ها را افزایش می دهد.

4-گذاشتن لقب‏هاى زشت بر يكديگر كه غالباً در غياب اشخاص از آن استفاده مى‏شود نيز شاخه‏اى از شاخه‏هاى غيبت است، هر چند گاهى تحت عنوان مستقلى از آن ياد شده است.



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 21:10 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

اموات

پنج چیز به درد اموات می‌خورد:

۱- اینکه بعد از دفن میت تلقین بعد از دفن را بگویند و مدتی سر قبر بنشینند. البته تلقین قبل از دفن هم داریم که می‌خوانند.

وقتی تلقین بعد از دفن خوانده می‌شود نکیر و منکر می‌گویند که حجت و دلیلش را به او گفتند، پس برویم. ببینید یک تلقین بالای قبر چقدر اثر دارد. انسان نباید فقط گریه کند البته گریه تخلیه است ولی گریه به درد میت نمی‌خورد. گریه بر امام حسین (علیه السلام) و ائمه از باب دیگری است. پس اولین هدیه ای که می‌توانند به شخص متوفا بدهند بعد از دفن خواندن تلقین و نشستن و قرآن خواندن است.

۲- دومین کاری که باید انجام بدهند این است که بدهی‌های میت را بپردازند چه بدهی‌های مالی و غیر مالی. حج هم بدهی مالی و هم غیر مالی است. پس بدهی‌های میت را شروع به انجام دادن بکنند و پرداخت کنند یا خودشان این کار را بکنند یا اجیر بگیرند. برای میت ثانیه‌ها خیلی سخت می‌گذرد.

۳- سومین هدیه مستحبات است.
شب اول قبر اولین شبی است که فرد از دنیا می‌رود. قبر خاکی مورد نظر نیست. ممکن است که فرد بیست سال در بیایانی باشد یا حفره‌ی خاکی پیدا نکند. حکم فقهی داریم که اگر کسی را بعد از چند سال دفن کردند، نماز شب اول قبر را برایش بخوانند. نکیر و منکر هم شب اول قبر می‌آیند. ما روح سرگردان نداریم.

نیکی به پدر و مادر بعد از مرگ

از پیامبر پرسیدند که نیکی به والدین بعد از مرگ چیست؟ پیامبر فرمود : برایشان دعا بکند، طلب مغفرت برای آن‌ها بکند، عهد و وصیت میت را انجام بدهد، صله رحم با خویشاوندان آن‌ها بکند. یعنی با از دنیا رفتن کسی ارتباط فامیلی قطع نشود، اگر آن‌ها دوستی داشتند به دوست آن‌ها هم رسیدگی بکن.

۴- چهارمین هدیه این است که انسان طوری رفتار کند که برای پدر و مادر خدا بیامرزی بخرد. روایت داریم که از گناهان کبیره است که بچه‌ها کاری بکنند که برای پدر و مادر نفرین بخرند.

۵- پنجمین هدیه سر زدن به قبور آن‌ها است. وقتی اموات تازه فوت کرده‌اند بیشتر به هدیه‌ها نیاز دارند مثل شب اول قبر که بیشتر به هدیه نیاز دارند.

وقتی میت می‌بیند که کسانی سر قبر او می‌آیند بسیار خوشحال می‌شود. این خوشحالی از اُنسی است که با دوستان و آشنایان می‌گیرد و یک خوشحالی از دعایی است که سر قبر می‌کنند.

بهترین زمان برای زیارت اموات

بهترین زمان زیارت اموات عصر پنجشنبه است که پیامبر فرموده است. شاید بهتر از آن صبح جمعه بین الطلوعین باشد.

سمت خدا حجت الاسلام عالی



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 | 15:4 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

کار در ایران

چرا د ایران پروژه ها دیر تمام می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 | 10:44 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عید ولایت3

 عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . . يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن . عيد غدير خم مبارک

اي خداي مرتضي ، گردي از گامهاي فتوت مرتضي را بر سر جهانيان بپاش تا ريشه نامردي در جهان بخشکد . عيد غدير خم ، عيد ولايت و امامت مبارک

هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)

 

 



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 17:58 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عید ولایت2

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

 

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است

 

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

 

    می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

برقعی



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 23:12 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

امام هادی

 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی  النقی  (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری  نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . 

در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای  از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی  نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی  متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 0:9 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عید ولایت1

مشرق- پيامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله فرمودند: آسايش و راحتى، كاميابى و رستگارى و پيروزى، بركت و گذشت و تندرستى و عافيت، بشارت و خرّمى و رضايتمندى، قرب و خويشاوندى، يارى و پيروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر كسى باد كه على‌بن‌ابى‌طالب را دوست بدارد، ولايت او را بپذيرد، به او اقتدا كند. به برترى او اقرار نمايد، و امامانِ پس از او را به ولايت بپذيرد. بر من است كه آنان را در شفاعتم وارد كنم. بر پروردگار من است كه خواسته مرا درباره آنان اجابت كند. آنان پيروان من هستند و هر كه از من پيروى كند، از من است. متن حدیث:
اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الفَلَجُ وَ الفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ البَرَكَةُ وَ العَفوُ وَ العافيَةُ وَ المُعافاةُ وَ البُشرى وَ النَّصرَةُ وَ الرِّضا وَ القُربُ وَ القَرابَةُ وَ النَّصر وَ الظَّـفَرُ وَ التَّمكينُ وَ السُّروُر وَ المَحَبَّةُ مِنَ اللّه‏ِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلى مَن اَحَبَّ عَلىَّ بنَ اَبى طالِبٍ عليه‏السلام وَ والاهُ وَ ائتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصياءَ مِن بَعدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَن اُدخِلَهُم فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَن يَستَجيبَ لى فيهِم وَ هُم اَتباعى وَ مَن تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى.

«بحارالأنوار، جلد 27، صفحه 92»


تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 14:33 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

16مهرماه

 

 

سید جلیل فرزند مرحوم حاج سید ابوالفضل فرزند مرحوم سید عبدالله در فروردین سال 1340درروستای اصقول به دنیا آمد.دوره کودکی را در روستا گذراند ودر سال 1346وارد دبستان اصقول گردید.بعد از پایان دوره دبستان برای ادامه تحصیل به بیرجند رفت ودوره راهنمایی ودبیرستان رادر این شهر گذراند.بعد از اخذ دیپلم وارد ارتش شد وبعد از پایان دوره آموزش به لشکر 88زرهی زاهدان منتقل شد.لشکر زاهدان در منطقه سومار مستقر بود.شهید موسوی در سال 1364ازدواج نمود .ودر شهریور 1366صاحب فرزند دختر گردید.در 16مهر ماه 1366رژیم بعث عراق در اقدامی ناجوانمردانه منطقه سومار را بمباران شیمیایی  نمود که دهها نفر از رزمندگان اسلام دچار مسمومیت شیمیایی شدند.از جمله شهید سید جلیل موسوی در این حمله شربت شهادت نوشید.پیکر پاک شهید بعد از تشیع با شکوه در بیرجند به روستای اصقول منتقل ودر قبرستان اصقول به خاک سپرده شد.

1

2

 

گفتم به کجا گفت صدایم کردند

گل بودم واز خار جدایم کردند

گفتم که ملایک با تو چه کردند جلیل

گفت روزی خور سفره خدایم کردند.

 

 



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393 | 18:0 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

ملک فروشی

20فنجان آب از قنات ده و10فنجان آّ ب از قنوات بالای اصقول با اراضی تابعه ملکی مرحوم سید محمد حسینی مقدم با قیمت توافقی به فروش می رسد.

شماره تماس:09151643592



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 21:48 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

روز ملی روستا2

 رئیس‌جمهور با بیان اینکه در دفاع هشت ساله کشورمان روستاییان و عشایر نقش برجسته‌ای داشتند، گفت: روستاها پیشتاز انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مرزداری و مرزبانی کشور به شمار می‌روند.

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در اولین همایش ملی روز روستا با تبریک عید سعید قربان و عید غدیر اظهارداشت: حضور در جمع روستاییان ویژگی خاص خود را دارد چرا که وقتی کلمه روستایی را مطرح می‌کنیم ممکن است از دید غیر روستایی این امر به معنای اقتصاد، تولید و کشاورزی باشد اما برای کسی که روستایی است  این امر پیش از آنکه معنای اقتصادی داشته باشد، معنای فرهنگی دارد.

وی ادامه داد: روستا به جمعی گفته می‌شود که با تعامل و همزیستی مسالمت‌آمیز رابطه‌ای برادرانه و مهربانانه دارد و مکانی است که در آن غل و غش وجود ندارد چرا که روستا به معنی پاکی، صداقت، وفای به عهد، ادای امانت، ایمان سرشار به خداوند، پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) و جایگاهی است که مسیر تلاش و فداکاری به خوبی در آن مشاهده می‌شود.

رئیس‌جمهور کشورمان با بیان اینکه بسیاری از بزرگان، شعرا، فلاسفه، عالمان، مراجع تقلید و بزرگان سیاسی در دوران مشروطه و انقلاب اسلامی اهل روستا بودند، خاطرنشان کرد: روستا تنها ذخیره برای بخش کشاورزی یا مواد غذایی و امثال آن نیست بلکه در روستاها ذخایر فرهنگی، میراث فرهنگی و آداب و سنن قوی ایرانی و اسلامی نهفته است.

وی با اشاره به اقدامات روستاییان در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس شاهد تلاش روستاییان بودیم و امروز نیز باید نقش آنان را در توسعه کشور ببینیم.

روحانی با اشاره به اهمیت موضوع گردشگری در روستاها، گفت: پیش از آنکه به بخش اقتصادی در حوزه روستاها بپردازم باید بحث گردشگری را در این امر بررسی کنیم چرا که روستاها استعداد بسیار بالایی در گردشگری دارند و باید به این امر توجه شود. وی همچنین یادآور شد: روستا اگر روستا بماند می‌توان تسهیلاتی را برای مردم ایجاد کرد تا معماری روستایی، روستایی باقی بماند؛ چراکه آداب و رسوم روستاییان ازجمله لباس پوشیدن، حجاب خانم‌های روستایی، امامزاده‌ها و حسینیه‌های آنان و مراسم عروسی و مراسم ختم و عزا بسیار جالب است. روحانی در ادامه تصریح کرد: ما باید مردم داخل و خارج کشورمان را تشویق کنیم تا از روستاهای کشورمان که دنیایی از زیبایی معنوی است دیدن کنند. وی افزود: اینکه می‌گوییم گردشگر از روستاهای ما بازدید کند حتماً گردشگر خارجی نیست، از خود داخل هم باید مردم ما از روستاها دیدن کنند؛ بسیاری از جوانان ما از آداب و رسومی که در روستاها، بخش‌ها و استان‌های کشور وجود دارد یا بی‌اطلاع و یا کم‌اطلاع هستند و البته شاید در کتاب‌های درسی هم فرصت کافی وجود ندارد تا به این آداب و رسوم اشاره شود.

رئیس‌جمهور با اشاره به امتیازات مهم روستا گفت: جاذبه روستا، طبیعت آن و هوای پاک آن است، روستاییان سالم‌تر،‌ بانشاط‌تر و مقاوم‌تر زندگی می‌کنند و این دولت نیز برای بهداشت و سلامت روستاییان برنامه‌ریزی کرده است.

وی با بیان اینکه باید امروز قدردان روستاییان باشیم، خاطرنشان کرد: روستاییان ما بااستعداد، فعال و فهیم هستند و البته تأسف‌بار است که روستای ما دارد از درون تهی می‌شود و جوانان و نیروهای فعال آن به شهرها جذب می‌شوند. -

رئیس‌جمهور با اشاره به موضوع گردشگری در روستاها تصریح کرد: به طرح‌های مختلف فکر کنید و می‌توان در روستاها روزها و هفته‌های خاصی را نام‌گذاری کرد تا مردم به این نقاط سفر کنند، فضاها را ببینند، چرا که این امر هم از لحاظ فرهنگی به نفع کشور است و هم از لحاظ اقتصادی می‌تواند به کشور کمک کند. روحانی ادامه داد:‌ باید سنت‌های گذشته را حفظ کنیم و از سنت‌های جدید درس بگیریم نمی‌توانیم از سنت رها و در کوچه‌های تجدد سرگردان باشیم و باید به این امر توجه ویژه‌ای داشته باشیم و توسعه باید متوازن، موزون و همزمان مسیر خود را ادامه دهد. -



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 14:34 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

روز ملی روستا

برنامه هاي پيشنهادي 15 مهر ماه روز ملي روستا از سوي مهندس خندان دل معاون عمران و توسعه امور شهري و روستائي وزير كشور و رئيس سازمان شهرداري ها و دهياري هاي كشور براي اجرا توسط استانداري‌ها، فرمانداري‌ها، بخشداري‌ها و دهياري‌ها به استانداران ابلاغ شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان شهرداري ها و دهياري هاي كشور ، اهداف اين مناسبت عبارتست از:

1- معرفي اين مناسبت مهم براي افكار عمومي

2- جلب توجه برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران به مشكلات و نيز ظرفيت‌هاي ارزشمند روستاها و نهاد دهياري  

3- آشناسازي جامعه با فرهنگ روستايي و همچنين نهاد دهياري و اقدامات ارزشمند آن

4- ارتقاء منزلت نهاد دهياري به عنوان پرچمدار توسعه پايدار روستا

5- افزايش همدلي و تعامل مردم و خانواده مديريت روستايي

6- ارائه آموزش عمومي به‌منظور آشنايي جامعه با حقوق و وظايف خود در ارتباط با مديريت روستايي

7- اطلاع‌رساني مناسب به‌منظور آشنايي با رويكردها، سياست‌ها و برنامه‌هاي كشور در ارتباط با روستاها و مديريت روستايي

8- معرفي دستاوردها و اقدامات ارزشمند انجام‌شده براي توسعه پايدار روستاها

 

در ادامه برنامه‌هاي پيشنهاديروز ملي روستا به شرح زير ابلاغ شده است:

1- برگزاري همايش‌ با حضور دهياران و اعضاي شوراهاي اسلامي روستا در سطح استان و شهرستان

2- برگزاري نمايشگاه دستاوردها و توانمندي‌هاي روستاها و دهياري‌ها

3- ارائه گزارش‌هاي خبري درخصوص روستاها و دهياري‌ها در صدا و سيما و ساير رسانه‌هاي جمعي و كثيرالانتشار به صورت مصاحبه، برنامه‌هاي متنوع راديويي و تلويزيوني يا ساير قالب‌ها

4- انعكاس و بيان خدمات و اقدامات ارزنده مديريت روستايي و دهياري‌ها به مردم از طريق ائمه جمعه و جماعات و نطق‌هاي پيش از خطبه در نماز‌هاي جمعه

5- ديدار خانواده مديريت روستايي استان و اهالي روستاها با شخصيت‌ها و مقام‌هاي استاني و در صورت امكان ملي

6- مناسب‌سازي ساختمان دهياري و سطح روستاها متناسب با اين ايام

7- تجليل از دهياران برتر استاني در عرصه‌هاي مختلف

8- تجليل از پژوهشگران برتر در عرصه مديريت روستايي

9- رونمايي از كتب، آثار و محصولات توليد شده در زمينه روستاها و مديريت روستايي

10- افتتاح يا بهره‌برداري از پروژه‌هاي عمراني، خدماتي، فرهنگي و اجتماعي دهياري‌ها

11- برگزاري مراسم فرهنگي، ورزشي و آيين‌هاي محلي

12- هماهنگي جهت بازديد نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و ساير مسئولان از طرح‌ها و اقدامات دهياري‌ها و آشنايي با مسائل و مشكلات روستاييان و دهياري‌ها

13- فرهنگ‌سازي و ترويج بهره‌گيري از ظرفيت خيرين و سازمان‌هاي مردم‌نهاد در اجراي طرح‌هاي روستايي و تجليل از اقدامات ايشان

14- تجليل از خانواده‌هاي معظم شهدا و ايثارگران روستايي و خانواده مديريت روستايي استان



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 21:38 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

هشدار2

عملیات راهسازی جاده کوهستانی اصقول با پیگیری شورا و دهیار وقول مساعد جناب  آقای مهندس جعفری از فردا آغاز و  جاده کوهستانی حدفاصل سنگ آب تا اصقول  مسدودشده و مسیر میناخوند-اصقول  جهت تردد تعیین شده است.هم ولایتی های عزیز همکاری لازم را در مدت اجرای کار مبذول فرمایند.



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 19:2 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عید قربان

امروز عید سعید قربان بود.در اصقول برای امواتی که در فاصله عیدقربان سال قبل تا امروز دار فانی را وداع کردند قربانی کردند.

خداوند همه اموات مخصوصا تازه در گذشتگان را غریق رحمت فرماید.



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 18:56 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عید سعید قربان

عیدقربان ، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین
عیدسرسپردگی و بندگی بر شما مبارک . . .

*********************

 

سربلندی ابراهیم ، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه

 

و برکت عید قربان را برای شما آرزومندم

 

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه ی زمزم

 

عید سعید قربان همایون باد . . .

 



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | 23:48 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |

عرفه

آرزویی زیبا در غروب غمگین عرفه!

 در بخشی از دعای عرفه می خوانیم؛« خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانمان یکی گردان»؛ امید آن که همه ما بتوانیم به حق سید الشهدا(ع) و سفیر مظلومش حضرت مسلم بن عقیل(ع) در غروب عرفه، سبکبار از گناهان ، زندگی و حیات معنوی دیگری پیدا کنیم.



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | 11:16 | نویسنده : سید عبدالجواد طالبی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.