اصقول
روستای اصقول از دهستان نهارجان- بخش مود-شهرستان سربیشه- خراسان جنوبی
قالب وبلاگ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

صلوات خاصه امام رضا علیه السلام :
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ.
خدایا  رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

 


 

 صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین”
عیسای خانواده دمش فرق می کند

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداًما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

 «عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان

 جنوبي با كد عضويت5057» "


موضوعات مرتبط: مطالب آموزشی
[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 0:16 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

ارتیاط با ما از طریقایمیل:

esghool32@yahoo.com


موضوعات مرتبط: انتقادات وپیشنهادات، متفرقه
[ یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 ] [ 20:6 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

 

 

 

 

5


موضوعات مرتبط: عکس
[ پنجشنبه ششم آذر 1393 ] [ 8:55 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
مشرق- امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: روزی حضرت موسی علیه السلام در حال مناجات با پروردگارش مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او  کسی است که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار است و اهل سخن‌چینی نیست.
متن حدیث: عن الصادق علیه السلام قال: بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟ فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

« امالی صدوق،ص 180 - بحار الانوار، ج 74، ص 65»
[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 11:15 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

1 

نظارت بر ذبح نذری............. 

  

عکس یاد گاری با آقای مرادی 

 

علم دار جوان 

 

دسته سینه زنی که باید برنامه منظمی برای حرکت ان در ایام عزداری مخصوصا صبح تاسوعاوعاشورا بعداز زیارت عاشورا تا اذان ظهر طرح شود وانشالله سال آینده با جدیت دنبال شود.چون به روال هر ساله با قتل علم ها عزاداری عاشورا در اصقول به پایان می رسید امسال حرکت دسته دیر انجام شد. 

 

مهدی عباسی (سمت راست)-جوانی پر شورکه نقش اصلی را در راه اندازی دسته داشت. 

 

خدا رحمت کند مرحوم استاد حسن عباسی را که فرزندانش در امر تهیه وتوزیع غذای نذری نقش ارزنده ای داشتند.(عکس مربوط به سال 85 وآخرین عاشورا ی حیات ان مرحوم است)

[ سه شنبه بیستم آبان 1393 ] [ 22:34 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

محرم سال1392 

 

محرم 1393وجای خالی مرحوم پردل خدا رحمت کند

[ سه شنبه بیستم آبان 1393 ] [ 22:31 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

از دوستان وهم ولایتی های عزیز تقاضا دارم پیشنهادات خود برای بهتر برگزار شدن عزای امام حسین علیه السلام  بدون حب وبغض وقربتا الی الله ارسال نمایند.

[ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ] [ 23:38 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
  

محرم دهه 60-اصقول-جلوی حسینیه فعلی روستا 

 

محرم دهه 60-اصقول-احتمالا سال62یا63 

 

محرم دهه 70احتمالا سال72یا73

 

محرم سال1385-اصقول  

 

محرم سال1386

 

محرم سال1387 

 

محرم سال1388  

 

محرم1389

 

محرم سال1390 

 

محرم سال1391 

 

محرم سال1392 

 

محرم سال1393


موضوعات مرتبط: گذشته اصقول، عکس
[ یکشنبه هجدهم آبان 1393 ] [ 23:18 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
  

یادگار گذشتگان که از نشان سیادت استفاده می کنند.

 

طبل زن-رضا سبزبان 

  

ذابح-علی عبداللهی 

 

محمد علی پور-مردی برای تمام فصل ها-خداحفظش کند. 

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 23:13 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

نوحه خوانی -سید اسدالله محمدی 

 

نوحه خوانی -حسین صحراگرد 

 

نوحه خوانی-محمود علی پور 

 

نوحه خوانی-سید محسن رضوی 

 

نوحه خوانی-آقای صحرایی

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 23:7 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

1-علم ها جلوی مسجد اصقول 

 

2-ظهر عاشورا به طرف قبرستان 

 

3-ظهر عاشورا -قبرستان اصقول 

 

4-ظهر عاشورا -مزار شهید موسوی 

  

5-ظهر عاشورا-قتل علم ها 

 

6-علم ها بعد از قتل در ظهر عاشورا 

 

7-علم دار با علم قتل شده در ظهر عاشورا 

 

8-علم باقیمانده که تااخر ماه صفر نگهداری می شود.

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 19:45 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

بوی خوش غذای نذری- غذایی که تهیه پخت وتوزیع ان به عشق مولا انجام می شود.با تشکر ویژه از همه دست اندر کاران تهیه  وطبخ وتوزیع غذای نذری امام مظلوم واهدا صلوات به واقفین موقوفه عزاداری امام حسین در اصقول. 

 

1ذیح گوسفند نذری 

 

2طبخ غذا 

 

3توزیع غذای نذری 

 

4-توزیع غذای نذری 

 

5-توزیع غذای نذری


موضوعات مرتبط: عکس
[ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 ] [ 9:20 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
لینک مرثیه صبح عاشورا "ای صبح رو سیه....باصدای گرم آقای محمد علی خزاعی 

http://s5.picofile.com/file/8149847000/M4H03987.MP4.html 

دانلود 


 

سال های سال ابوالشهید مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی مقارن طلوع خورشید روز عاشورا در مسجد اصقول مرثیه بالا را می خواندندوهم اکنون هر سال روز عاشورا این مرثیه به یاد آن مرحوم خوانده می شود. 

 

 

مرثیه مذکور با دستخط مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی


موضوعات مرتبط: گذشته اصقول، عکس، بزرگان اصقول
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 21:37 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 در ایام عزاداری امسال علاوه بر روحانیون وذاکرین بومی اصقول جناب آقای مرادی هم جهت تبلیغ به اصقول امده بودند.

 

 

حجه الاسلام مرادی روحانی غیر بومی که در ایام عزا از محضر ایشان استفاده نمودیم. 

 

 

4سید علی طالبی مداح اهل بیت 

 

5  

6آقای محمد علی خزاعی  

 

7سید مهدی هاشمی 

  

9حاج سید احمد موسوی 

 

10سید علی محمدی


موضوعات مرتبط: عکس
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 19:23 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

 

 

 

 

 

6


موضوعات مرتبط: عکس
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 15:6 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

 

 

3  

 

4

 

5


موضوعات مرتبط: عکس
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 10:52 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

مراسم سوگواري سيد وسالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام وياران با وفايش با شكوه خاص در روستاي اصقول برگزار شد.ضمن تشكر از همراهي هم ولايتي هاي عزيز وآرزوي قبولي عزا داري هاي خالصانه انشالله در پست هاي آينده گوشه اي از عشق وارادت اهالي اصقول به ساحت مقدس سرور شهيدان تقديم عاشقان حضرتش خواهد شد.

[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 6:9 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

ديروز وديشب خراسان جنوبي شاهد نزول باران رحمت الهي بود.انشالله با عنايت خداوند شاهد سالي پر آب باشيم.

[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 7:46 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
 

در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع)

 

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ       فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:

بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.

اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.

هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.

[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 12:44 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
 ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
 از صحن این حسینیه تا صحن کربلا
 صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است

 

[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 0:0 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

  

ياد ذاكرين در گذشته به خير.براي شادي روحشان صلوات..........

يادتان باشد لباس مشكي‌ام را تا كنيد                               گوشه‌اي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد

  كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما                               خرجي‌ام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد


و چه خوب است که در اینجا، به حکایتی اشاره کنم که یکی از افراد مورد وثوق از اهل علم، نقل می‌فرمود: آن شخص، در کودکی در میان اهل شهر خود دوستی داشت که او را می‌شناخت، او وقتی بزرگ شد، جزو ماموران گمرک شد. و سال‌ها به این کار مشغول بود، تا از دنیا رفت. وقتی او را به خاک سپردند آن عالم او را در خواب دید که حالی نیکو دارد و در جایی زیبا و پر عیش و تنعم است. از او پرسید: سبب نجاتت چه بود؟! جواب داد: پس از مردنم به دلیل کارهای بدم، در عذاب بودم، تا فلان روز، فلان خانم را در اینجا (این گورستان) به خاک سپردند و شب دفنش، امام حسین (ع) سه بار به دیدن او آمد و زمانی که بار سوم آمد، به فرشتگان امر کرد عذاب همسایگان آن خانم را بردارند و عذاب از ما برداشته شد و حالمان خوب شد.

آن عالم وقتی از خواب برخاست. آن زن را جست‌وجو کرد و او را یافت و از حال مرگ و محل دفن شدنش سؤال کرد. همانگونه بود که آن مرد در خواب گفته بود. عالم از اعمال آن زن پرسید و عملی نیافت، مگر مداومت به خواندن زیارت عاشورا در هر روز

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 20:9 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
چگونگی شهادت قاسم بن الحسن علیهماالسلام

خوارزمى در مقتل الحسین علیه السلام می نویسد: پس از عون بن عبداللّه بن جعفر، بر اساس برخى نقل ها، عبداللّه بن حسن بن على بن ابى طالب و بر اساس برخى دیگر، قاسم بن حسن كه نوجوان بود، به میدان آمد.(2) هنگامى كه حسین علیه السلام به او نگریست، او را در آغوش گرفت و آن قدر با هم گریستند كه هر دو از حال رفتند. سپس جوان، اجازه پیكار خواست و عمویش حسین علیه السلام، از اجازه دادن ، خوددارى كرد . جوان ، پیوسته دست و پاى حسین علیه السلام را مى بوسید و از او اجازه مى خواست تا به او اجازه داد . او به میدان آمد و در حالى كه اشك هایش بر گونه هایش روان بود ، چنین مى خواند :

اگر مرا نمى شناسید ، من شاخه گل حسنم / نواده پیامبرِ برگزیده و امین    

این ، حسین است ، به سان اسیرى در بند / میان مردمى كه خدا كُند از آب باران ننوشند

سپس حمله بُرد و صورتش به پاره ماه مى مانْد . جنگید و با وجود كمىِ سنّش ، 35 مرد را كُشت.(3)

تاریخ الطبرى به نقل از حُمَید بن مسلم می نویسد : جوانى به سان پاره ماه ، شمشیر به دست ، به سوى ما آمد . او پیراهن و بالاپوش و كفش هایى داشت كه بند یك لِنگه اش پاره شده بود ، و از یاد نبرده ام كه لنگه چپ آن بود .

عمرو بن سعد بن نُفَیل اَزْدى به من گفت : به خدا سوگند ، بر او حمله مى برم .

به او گفتم : سبحان اللّه ! و از آن ، چه مى خواهى ؟ ! كُشتن همین كسانى كه گرداگردِ آنها را گرفته اند ، براى تو بس است .

سلام بر قاسم، فرزند حسن بن على؛ ضربت خورده بر سرش، و زِرهش كَنْده شده، هنگامى كه عمویش حسین را صدا زد! پس عمویش، خود را مانند بازى شكارى، بر بالاى سرش رسانْد و او، پاهایش را به خاك مى سایید و حسین علیه السلام مى فرمود: «[از رحمت خدا] دور باشند قاتلان تو؛ كسانى كه روز قیامت، دشمنشان، جدّ تو و پدر تو هستند!

گفت : به خدا سوگند ، به او حمله خواهم بُرد !

آن گاه ، بر او حمله بُرد ، و باز نگشت تا با شمشیر ، بر سرش زد . آن جوان ، به صورت ، [بر زمین] افتاد و فریاد برآورد : عموجان !

حسین علیه السلام ، مانند باز شكارى ، نگاهى انداخت و مانند شیر شرزه ، به عمرو، یورش بُرد و او را با شمشیر زد . او ساعد دستش را جلوى آن گرفت امّا از آرنج ، قطع شد . فریادى كشید و از امام علیه السلام ، كناره گرفت . سواران كوفه ، یورش آوردند تا عمرو را از دست حسین علیه السلام بِرَهانند ؛ امّا عمرو در جلوى سینه مَركب ها قرار گرفت و سواران ، با اسب بر روى او رفتند و وى را لگدمال كردند تا مُرد.(4)

غبار [ نبرد ] كه فرو نشست ، حسین علیه السلام بر بالاى سر جوان ، ایستاده بود و او پاهایش را از درد ، به زمین مى كشید . حسین علیه السلام فرمود :

بُعداً لِقَومٍ قَتَلوكَ، ومَن خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ فیكَ جَدُّكَ! «از رحمت خدا دور باد گروهى كه تو را كُشتند و كسانى كه طرفِ دعوایشان در روز قیامت ، جدّ توست!»

سپس فرمود :

ثُمَّ قالَ: عَزَّ وَاللّه ِ عَلى عَمِّكَ أن تَدعُوَهُ فَلا یُجیبَكَ ، أو یُجیبَكَ ثُمَّ لا یَنفَعَكَ! صَوتٌ وَاللّه ِ كَثُرَ واتِرُهُ و قَلَّ ناصِرُهُ.

«به خدا سوگند ، بر عمویت گران مى آید كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد یا پاسخت را بدهد و سودى نداشته باشد ؛ صدایى كه ـ به خدا سوگند ـ ، جنایتكاران و تجاوزگران بر آن ، فراوان و یاورانش اندك اند» .

سپس او را بُرد و گویى مى بینم كه پاهاى آن جوان، بر زمین كشیده مى شود و حسین علیه السلام، سینه اش را بر سینه خود، نهاده است. با خود گفتم: با او چه مى كند؟ او را آورد و كنار فرزند شهیدش على اكبر و كشتگان گِرد او كه از خاندانش بودند، گذاشت. نام آن جوان را پرسیدم. گفتند: قاسم بن حسن بن على بن ابى طالب است.(5)


موضوعات مرتبط: مطالب آموزشی
[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 17:52 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

رقیة بنت الحسین(س)

در سرزمین شام قبری وجود دارد که امروزه به نام مرقد رقیه معروف و مشهور است و گفته می شود این قبر مربوط به یکی از دختران امام حسین (ع) است. اما آیا قبر مربوط به رقیه است؟ برخی از علما و دانشمندان متأخر بر صحت انتساب این دختر به امام حسین (ع) پای فشرده دلایل و مستنداتی را بر این ادعا اقامه کرده اند بر اساس این مستندات، رقیه یکی از دختران امام حسین (ع) و از مادری به نام شهربانو-دختر یزگرد ساسانی- متولد شد از این رو او خواهر تنی امام سجاد (ع)به شمار می رفت.

زندگی‌نامه حضرت رقیه (س) در شعاع نورانی انواری؛ همانند پدر، عمو، عمو زادگان بزرگوارش و …، تحت الشعاع قرار گرفته است؛ به همین علت در کتاب‌های تاریخی، به ندرت اسمی از دختری به نام رقیه که دختر خردسال امام حسین (ع) باشد، آمده است. اما در کلامی که از امام حسین (ع) نقل شده است، حضرت چنین می‌فرماید: «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّه وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ «ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ ماند؟ ای رقیه و ای ام‏ کلثوم! شما امانت‏های پروردگارم در نزد من بودید، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است».

با توجه به سیاق کلام و مفاد آن، بعید نیست که منظور امام (ع) از رقیه، حضرت رقیه، دختر سه ساله ایشان باشد. از طرفی، قدیمی‌ترین منبعی که در آن از دختر سه یا چهار سالۀ  امام حسین (ع) یاد شده است، کتاب "کامل بهایی" اثر عماد الدین طبری است.

نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند.

 در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین (ع)دختری چهار ساله وجود داشت که  همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (ع) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین (ع) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند.

یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین(ع) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(ع) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»

ادامه مطلب را بخوانید..........


ادامه مطلب
[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 14:46 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

ورود به کربلا

بيشتر منابع، در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسين(ع) و يارانش به كربلا یاد كرده اند. با این وجود گزارش دینوری را كه روز ورود امام(ع) به كربلا را روز چهار شنبه اول محرم عنوان کرده است، نباید از نظر دور داشت.

پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»،امام(ع) و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوا» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد. سوار بی آنکه به امام حسین(ع) و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که: «چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب! به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»

حر خدمت امام حسین(ع) آمد و نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، امام(ع) به او فرمود: "بگذار در «نینوا» و یا «غاضریه» و یا در شُفَیّه فرود آییم." حر گفت: "ممکن نیست، زیرا عبیدالله، این آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!"

زهیر گفت: "به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست." امام(ع) فرمود: «درست می گويي اي زهير؛ ولي من آغاز كننده جنگ نخواهم بود.» زهیر گفت: "در این نزدیکی و در کنار فرات آبادی است که دارای استحکامات طبیعی است به گونه ای که فرات از همه طرف به آن احاطه دارد مگر از یک طرف." امام حسین(ع) فرمود: "نام این آبادی چیست؟" عرض کرد: «عقر». امام(ع) فرمود: "پناه می برم به خدا از "عقر!"
 

آنگاه، حضرت(ع) متوجه حر شدند و فرمودند: «با ما اندكي بيا. سپس، فرود می آييم.» پس با هم حركت كردند تا به كربلا رسيدند. حُر و يارانش، جلوي [کاروان] امام حسين(ع) ايستادند و آنان را از ادامه مسير، باز داشتند. حُر گفت: "همين جا فرود آی كه فرات، نزديك است." امام(ع) فرمود: «نام اينجا چيست؟» گفتند: كربلا فرمود: اين جا، جايگاه كَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حركتش به سوي صِفّين، از اين جا گذشت و من با او بودم. ايستاد و از نام آن پرسيد. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «اينجا، جايگاه فرود آمدن مَركب هايشان، و اينجا، جايگاه ريخته شدن خون هايشان است.» موضوع را پرسيدند. فرمود: «كارواني از خاندان محمّد(ص)، اين جا فرود می ­آيند.» سپس امام حسين(ع) فرمود: «اينجا، جايگاه مَركبها و بار و بُنه ماست و [ اينجا]قتلگاه مردانمان و جاى ريخته شدن خونمان است.». آنگاه فرمان داد كه بارهايش را در آن جا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال 61  بود.

نقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست سپس فرمود: «اللهم انا عترة نبیک محمد(ص) قد اخرجنا و طردنا و ازعجنا عن حرم جدنا و تعدت بنی امیه علینا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علی القوم الظالمین؛ خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و  بنی امیه به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.» بعد رو به اصحاب کرده فرمودند: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»

در تاریخ آمده که امام حسین (ع) قبل از شهادتش، همه زمین کربلا را از ساکنین غاضریه و نینوی به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنها شرط کرد که مردم را به محل قبر آن حضرت راهنمایی کنند و از آن زائران به مدت سه روز پذیرایی نمایند؛ لذا حرم و مزار امام حسین (ع) و یارانش در این شهر می باشد.

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 23:14 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
ادامه کار جاده  بخاطر نبود آب تعطیل شده ؟؟؟؟؟ شورا با تمام توان بدنبال حل مشکل است.


ضمنا ما که پیمانکار هستیم گاهی اوقات با تانکر از بیرجند آب می بردیم که بتوانیم کار را تمام کنیم.پیمانکار وقتی کاری را بر می دارد باید فکر همه چیز را بکند.

شورا تنها  با پیمانکار همکاری می کند بدون اینکه وظیفه شورا باشد .با وضع ابدهی فعلی قنوات اصقول وهمچنین خرده مالکی نباید پیمانکار انتظار داشته باشد بتواند تانکر ۱۴۰۰۰لیتری را روزانه چند نوبت پر کند.مگر اینکه بتواند از چاه های دشت گیو ومختاران برداشت کند.


............ مژده مشکل حل شد و تا دو ماه دیگه ان شاالله شاهد اتمام کار خواهیم بود ضمنا با اصرار زیاد شورا و دهیار کار از اول و انتهای مسیر دوباره شروع شده ....

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 23:11 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا....................

شعری که در پایین مشاهده می کنید سروده‌ای از شاعر خوش ذوق، وحید قاسمی است که درباره ورود به ماه محرم سروده شده است.

برای سینه زدن رخصتی بده آقا‏
به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏
شبیه سال گذشته دوباره آمده ام
برای خوب شدن فرصتی بده آقا‏
دوباره قصد نمودم که نوکرت باشم
در این دو ماهِ عزا همتی بده آقا‏
دعای خیر پدر بود آمدم اینجا
به سفره ی پدرم برکتی بده آقا‏
از آن قواره ی مشکی که دست فاطمه است‏
به روضه خوان خودت خلعتی بده آقا‏
ز غصه های سر غرق خون تو بر نی
چگونه سر شکنم، جرأتی بده آقا
سر مطهرتان بارها ز نی افتاد‏
میان روضه به من طاقتی بده آقا‏
[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 22:10 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

با آغاز ماه محرم مراسم علم بندان در اصقول بر گزار می شود.هر علم از چوبی به طول ۳تا ۴ متر تشکیل شده که پارچه های رنگا رنگ  با سبک خاص وزیبایی به ان بسته می شود.علم گردانان اصقول چند نفر می باشند که وظیفه بستن وگرداندن آن را به عهده دارند.علم ها تا ظهر عاشورا نگهداری شده وظهر عاشورا به یاد شهادت امام حسین ویاران با وفایش اصطلاحا"قتل " می شوند وتنها یک علم به یاد بازمانده حادثه عاشورا امام زین العابدین علیه السلام تا پایان عزاداری محرم وصفر نگهداری می شود.مراسم ویژه علم گردانی روستا بعداز ظهر عاشورای هر سال برگزار می شود.

علم گردانی

علم ها جلوی مسجد اصقول

علم گردان بعد از قتل علم ها عصر عاشورا

 

قتل علم ها دهه 60احتمالا سال1360یا1361


موضوعات مرتبط: گذشته اصقول، عکس، آداب ورسوم
[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 19:23 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

1

2

3

4

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است.

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 0:1 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

نمایشگاه صنایع دستی و عملکرد دهیاری ها ی خراسان جنوبی در بیرجند تا تاریخ 1393/8/2ادامه دارد.که بسیار جالب ودیدنی است.اگرچه جای اصقول خالی است ولی همسایه اصقول یعنی روستای چنشت حضور فعال دارد.

 

 

عکس ها از سایت خاورستان

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 20:33 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]

28مهر ماه روز خانواده وتکریم باز نشستگان است.در اصقول افرادی زیادی که کارمند کشوری ولشکری بوده اند وبعد از 30سال خدمت صادقانه بازنشسته شده اند دوبار ه به روستا برگشته اند ومشغول کار کشاورزی می باشند.دهیار واعضای شورا هم بازنشسته می باشند و مشغول خدمت بی مزد ومواجب وبی منت به مردم می باشند.وقتی مشاهده کردم در یک روستای بخش مرکزی بیرجند که جمعییت ساکن روستا بیش از 400نفر می باشد ودبستان ومدرسه راهنمایی با نزدیک به صد دانش آموز داردکسی برای شورا کاندید نشده وروستا فاقد شورا است پی به ایثار کسانی که برای خدمت در شورا کاندید شدند بردم.بر ماست که از تجربیات عزیزان باز نشسته استفاده کرده وحرمت آنها را نگاه داریم.

برای همه باز نشستگان عزیر در اصقول آرزوی سلامت وطول عمر دارم.

 

 

[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 21:19 ] [ سید عبدالجواد طالبی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هدف از این وبلاگ معرفی روستای قدیمی و زیبای اصقول می باشد.
×××××××××××

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
ما از همه احوال شما آگاهیم و چیزی از احوال شما بر ما پوشیده نمی ماند .
×××××××××
اللهم عجل لولیک الفرج




لینک دوستان
امکانات وب

*
*
*
*
*
*
*